|
|
|
|
|
پهنه ی وسیع بیابان، سیاهی ِ شب، نور ِ سوسو زن ِ چراغهای آبادی، روشنی ِ آتش کنار ِ جاده، از خود و خودی ها دور، نگاهی نو به قدیمی ها... من سفر را دوست دارم... چهارشنبه ی گذشته به گرگان رفتم، شب،درراه ِ رفت، که توی اتوبوس به بیرون خیره شده بودم، احساسات زیبایی در من بوجود آمد. کلمات بالا، تراوش آن احساسات است..
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 1:6 توسط مهدی
|
|
||