تبليغاتX
کوک، بی پرده - خوش بود گر محک تجربه آید به میان...

 

مشغول خواندن مقاله ای از محسن کديور بودم..

 در ضمن ِ خواندن،  ذهنم - همچون طفلی که وقتی مشغول صحبت با او هستی ناگاه هواسش به بيرون ازاتاق  پرت می شود و می دود بيرون و انگار نه انگار که داشتی با او صحبت می کردی -  معطوف شد به آيه ای از قرآن: فبما رحمه من الله لِنت لهم و لو کنت فظا ً غليظ القلب لانفضّوا مِن حولک..(158 آل عمران)

چند لحظه ای درنگ کردم..

گاه ما آنقدر غرق در موضوعاتِ پيچيده می شويم ( و خيلی وقت ها اين، خوشايند ماست.چون موضوعات ساده براي مان جذابيت ندارند)،

 از اموری که شايد بسی ابتدايی وساده جلوه کنند فراموش می کنيم..با استفاده از اين آيه، مثال ِمدِّ نظرم گشاده رويی و نرم خويی با دیگران است..که خدا از آن به عنوان ِ نشانه ای از رحمت ِ خود،که به پيامبر داده ياد می کند. و بيان مي کند که اگر چنين صفتی نداشتی مردم از تو [به تعبير من] گريزان بودند..

اين مطلب را بيشتر خطاب به متظاهرينِ به دين می نويسم که کمتر از اين رحمت خداوندی بهره برده اند.(و به قول معروف وقتی خوش خلقی را تقسيم می کردند اينان در صف ديگری ايستاده بودند).

وگرنه ديگرِ مردم که در هر صفی از ارزاق ِ خداوندی، به قاعده، منتظرشده اند نصيب کافی از گشاده رويی دارند..

اين گونه تأملاتم در باره ی همين گزاره های ِ ساده که نکاتی ضروری را تذکر مي دهند، و جملات ديگری که در باب ِ اهميت ِ خلق نيکو نقل شده، ذهنم را به تعابيری همچون اين بيت راهنما می شود که :

 خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان .... تا ادعای متظاهرين ِ به دين در باره ی نفوذ دين در عمق جانشان و اجين شدنش با گوشت و پوستشان..!!!، با امثال این آیات محک بخورد و سره از ناسره مشخص شود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 2:51  توسط مهدی   |